الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
118
الغدير ( فارسي )
خدا بر پيغمبر وحى فرستاد مردى بر ابوذر بگذشت و به او گفت : مردى در مكه هست كه او نيز مانند تو مىگويد لا إله الا اللَّه و گمان مىكند كه پيغمبر است - سپس حديث مسلمان شدن ابوذر را در ص 164 آورده است - در بخش مناقب از صحيح مسلم 7 / 153 نيز نخستين از دو حديث بالا را به همان عبارت ابن سعد آورده و در ص 155 نيز به اين عبارت : . . . دو سال پيش از بعثت پيغمبر نماز گزاردم عبد إله گفت پرسيدم : روى خود را به كدام سو مىكردى ؟ گفت : به همان سوى كه خدا روى مرا بدان بگرداند و به عبارت بو نعيم در حليه 1 / 157 بوذر گفت : برادر زادهام ! من چهار سال پيش از اسلام نماز گزاردم ( ابن جوزى نيز در صفة الصفوة 1 / 238 حديث بو نعيم را آورده است ) در گزارشى كه ابن عساكر در تاريخ خود 7 / 218 آورده مىخوانيم كه بو بكر دست ابوذر را گرفت و گفت ابوذر آيا تو در زمان جاهليت هم خدا پرست بودى گفت آرى مرا مىديدى كه نزديك به آفتاب مىايستادم و همچنان نماز مىگزاردم تا گرماى آن آزارم مىداد و مانند ردا و روپوشى مىافتادم پرسيد : به كدام سوى رو مىكردى گفت نمىدانم به هر سوى كه خدا روى مرا به آن مىگردانيد . 2 - ابن سعد در طبقات 4 / 161 آورده است كه ابوذر گفت من پنجمين كسى بودم كه اسلام آورد و در عبارت بو عمر و ابن اثير آمده كه وى پس از چهار كس مسلمان شد و در عبارتى ديگر : « گويند كه او پس از سه كس مسلمان شد و گويند پس از چهار كس » و در عبارت حاكم آمده كه وى گفت : من يك چهارم مسلمانان بودم . پيش از من سه تن مسلمان شدند و من چهارمى بودم و به عبارت بو نعيم ، وى گفت : من چهارمين مسلمان بودم و پيش از من سه تن مسلمان شدند و من چهارمى بودم و به عبارت مناوى وى گفته : من چهارمين مسلمان بودم و به عبارت ابن سعد از طريق ابن ابى وضاح بصرى مىخوانيم كه : ابوذر چهارمين يا پنجمين مسلمان بوده است برگرديد به حلية الاولياء 1 / 157 ، مستدرك حاكم 3 / 342 ، استيعاب 1 / 83 و 2 / 664 ، اسد الغابة 5 / 186 ، شرح جامع الصغير از مناوى 5 / 423 ، الاصابة 4 / 63